July 4, 2020 | Prophetic Justice in Amos, Part 1 (REBROADCAST)
Play episode · 25 min

This program is a rebroadcast from September 7, 2019. One word we seem to hear often in our society is “Justice.” Sadly, the word is being redefined from its true meaning. We’ve selected a favorite past episode to air this week, “Prophetic Justice in Amos.” Where can we find the true meaning of justice? God’s Word! It’s interesting that many ...

The post July 4, 2020 | Prophetic Justice in Amos, Part 1 (REBROADCAST) appeared first on The Friends of Israel Today Radio.

Ganj e Hozour Programs
Ganj e Hozour Programs
Parviz Shahbazi
Ganje Hozour audio Program #836
برنامه صوتی شماره ۸۳۶ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازی۱۳۹۹ تاریخ اجرا: ۱۳ اکتبر ۲۰۲۰ - ۲۳ مهرPDF متن نوشته شده برنامه با فرمتPDF ،تمامی اشعار این برنامهنسخه کوچکتر مناسب جهت پرینتمولوی، دیوان شمس، غزل شمارهٔ ۸۰۰Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Qazal)# 800, Divan e Shamsگر نَخُسبی ز تواضُع شَبَکی(۱)، جان! چه شود؟ور نَکوبی به دُرشتی درِ هجران چه شود؟ور به یاری و کریمی شَبَکی روز آریاز برای دل پُرآتشِ یاران چه شود؟  ور دو دیده به تماشایِ تو روشن گرددکوریِ دیدهٔ ناشستهٔ شیطان چه شود؟ور بگیرد ز بهاران و ز نوروزِ رُختهمه عالَم گُل و اشکوفه و ریحان چه شود؟آبِ حیوان(۲) که نهفته‌ست و در آن تاریکیستپُر شود شهر و کُهستان(۳) و بیابان چه شود؟ور بپوشند و بیابند یکی خلعتِ(۴) نواین غلامان و ضعیفان ز تو سلطان چه شود؟ور سواره تو بِرانی سویِ میدان آییتا شود گوشهٔ هر سینه چو میدان چه شود؟دلِ ما هست پریشان، تَنِ تیره شده جمعصاف اگر جمع شود، تیره پریشان چه شود؟به ترازو کم از آنیم که مه با ما نیستبهرِ ما گر برود ماه به میزان چه شود؟چو عزیر(۵) و خَرِ او را به دَمی جان بخشیدگر خرِ نَفْس شود لایقِ جولان(۶) چه شود؟بر سرِ کویِ غَمت جانِ مرا صومعه یی استگر نباشد قدمش بر کُهِ لبنان(۷) چه شود؟هین خمش باش و بیندیش از آن جانِ غیور(۸)جمع شو، گر نَبُوَد حرفِ پریشان چه شود؟مولوی، دیوان شمس، غزل شمارهٔ ۱Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Qazal)# 1, Divan e Shamsدر سینه‌ها برخاسته اندیشه را آراستههم خویش حاجت خواسته هم خویشتن کرده روامولوی، مثنوی، دفتر دوم، بیت ۳۶۴Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Mathnavi), Book #2, Line #364 کُنتُ کَنزاً رَحْمَةً مَخْفِیَّةًفَابْتَعَثْتُ اُمَةً مَهدیَّةًمن گنجینه رحمت و مهربانی پنهان بودم، پس امتی هدایت شده را برانگیختم.هر کراماتی که می‌جویی به جاناو نمودت تا طمع کردی در آنمولوی، مثنوی، دفتر دوم، بیت ۳۷۳Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Mathnavi), Book #2, Line #373 چون بگریانم، بجوشد رحمتمآن خروشنده بنوشد نعمتم  گر نخواهم داد، خود ننمایَمَشچونش کردم بسته دل، بگشایمشرحمتم موقوفِ آن خوش گریه‌هاستچون گریست، از بحرِ رحمت موج خاستمولوی، مثنوی، دفتر اول، بیت ۲۲۳۵Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Mathnavi), Book #1, Line #2235 آن دِرَم دادن، سَخی(۹) را لایق استجان سپردن خود سَخایِ عاشق استمولوی، مثنوی، دفتر دوم، بیت ۲۱۶۳Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Mathnavi), Book #2, Line #2163 هر که خواهد همنشینیِّ خداتا نشیند در حضورِ اولیااز حضورِ اولیا گر بِسکُلی(۱۰)تو هلاکی ز آنکه جزوِ بی کُلیهر که را دیو از کریمان وا بَرَدبی کَسَش یابد، سرش را او خَورَدیک بَدَست(۱۱) از جمع رفتن یک زمانمکرِ شیطان باشد، این نیکو بدان مولوی، مثنوی، دفتر دوم، بیت ۳۱۵Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Mathnavi), Book #2, Line #315 گوش دار، ای اَحْوَل اینها را بهوشدارویِ دیده بکَش از راهِ گوشپس کلامِ پاک در دل های کور*می‌نپاید، می‌رود تا اصلِ نوروآن فسونِ دیو در دل هایِ کژمی‌رود چون کفشِ کژ در پایِ کژ* حدیثحکمت راهرجا که هست بگیر زیرا که حکمت در سینه منافق آنقدر می جنبد که سرانجام در سینه مومن جای گیرد.   مولوی، مثنوی، دفتر سوم، بیت ۳۱۵۹Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Mathnavi), Book #3, Line #3159 لیک من آن ننگرم، رحمت کنمرحمتم پُرّست، بر رحمت تنمننگرم عهدِ بَدت، بِدْهم عطااز کَرَم، این دَم چو می‌خوانی مرامولوی، مثنوی، دفتر ششم، بیت ۲۶۲۶Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Mathnavi), Book #6, Line #2626 قبله را چون کرد دستِ حق عَیانپس، تَحَرّی(۱۲) بعد ازین مَردود دانهین بگردان از تَحَرّی رو و سَرکه پدید آمد مَعاد و مُستَقَرّ(۱۳)یک زمان زین قبله گر ذاهِل(۱۴) شویسُخره(۱۵) هر قبله باطل شویچون شود تمییزدِه(۱۶) را ناسپاسبِجهَد از تو خَطرَتِ(۱۷) قبله شناسگر ازین انبار خواهی بِرّ(۱۸) و بُر(۱۹)نیم ساعت هم ز همدردان مَبُرکه در آن دم که بِبُرّی زین مُعین(۲۰)مبتلی گردی تو با بِئسَ الْقَرین(۲۱)مولوی، مثنوی، دفتر دوم، بیت ۲۷۳۰Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Mathnavi), Book #2, Line #2730 گفت: غیرِ راستی نَرْهانَدَتداد، سویِ راستی می‌خوانَدَتمولوی، مثنوی، دفتر پنجم، بیت ۲۶۳۶Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Mathnavi), Book #5, Line #2636 از قَرین(۲۲) بی‌قول و گفت و گوی اوخو بدزدد دل نهان از خوی اومولوی، مثنوی، دفتر دوم، بیت ۱۴۲۱Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Mathnavi), Book #2, Line #1421 می‌رود از سینه‌ها در سینه‌هااز ره پنهان، صلاح و کینه‌هامولوی، مثنوی، دفتر اوّل، بیت ۲۶۷۰Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Mathnavi), Book #1, Line #2670 حکمِ حق گُسترد بهر ما بِساطکه بگویید از طریقِ اِنبساط هرچه آید بر زبانْتان بی‌حذرهمچو طفلانِ یگانه با پدر زآنکه این دمها چه گر نالایق استرحمت من بر غضب، هم سابق است مولوی، مثنوی، دفتر پنجم، بیت ۱۰۶۲Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Mathnavi), Book #5, Line #1062 علمْ آموزی، طریقش قولی استحِرفَت آموزی، طریقش فعلی استفقر خواهی آن به صحبت قایم استنه زبانت کار می‌آید، نه دستدانشِ آن را، ستاند جان ز جاننه ز راهِ دفتر و نه از زباندر دلِ سالک اگر هست آن رُموزرمزدانی نیست سالک را هنوزتا دلش را شرحِ آن سازد ضیاپس اَلَمْ نَشْرَحْ بفرماید خدا*که درونِ سینه شرحت داده‌ایمشرح اَندر سینه‌ات بِنهاده‌ایمتو هنوز از خارج آن را طالبی؟مَحْلَبی(۲۳)، از دیگران چون حالِبی(٢۴)؟چشمهٔ شیرست در تو، بی‌کنارتو چرا می‌شیر جویی از تَغار(۲۵)؟منفذی داری به بحر ای آبگیرننگ دار از آب جستن از غدیر(۲۶)که اَلَمْ نَشْرَح نه شرحت هست باز؟چون شدی تو شرح‌جو و کُدیه‌ساز(۲۷)؟در نگر در شرح دل در اندرونتا نیا…
fullfeed | Our Daily Bread
fullfeed | Our Daily Bread
Giving Our Best
Xochitl Dixon Malachi 1:8–14 He will purify . . . and refine them like gold and silver. Then the Lord will have men who will bring offerings in righteousness. Malachi 3:3 We stared at the piles of donated shoes as we entered a local homeless shelter. The director had invited our youth group to help sort through the heaps of used footwear. We spent the morning searching for matches and lining them up in rows across the concrete floor. At the end of the day, we threw away more than half of the shoes because they were too damaged for others to use. Though the shelter couldn’t stop people from giving poor quality items, they refused to distribute shoes that were in bad condition. The Israelites struggled with giving God their damaged goods too. When He spoke through the prophet Malachi, He rebuked the Israelites for sacrificing blind, lame, or diseased animals when they had strong animals to offer (Malachi 1:6–8). He announced His displeasure (v. 10), affirmed His worthiness, and reprimanded the Israelites for keeping the best for themselves (v. 14). But God also promised to send the Messiah, whose love and grace would transform their hearts and ignite their desire to bring offerings that would be pleasing to Him (3:1–4). At times, it can be tempting to give God our leftovers. We praise Him and expect Him to give us His all, yet we offer Him our crumbs. When we consider all God has done, we can rejoice in celebrating His worthiness and giving Him our very best. Why are you sometimes tempted to give God your leftovers or damaged goods? In what ways will you give Him your best today? Mighty God, please help me place You first and give You my best. Ezekiel 37–39; 2 Peter 2 Malachi confronted the people of Israel for their lack of respect and honor for God. This was demonstrated by their disregard for the purity of their sacrifices. They brought sacrifices that were blind, lame, and sick (1:8). In contrast, God required that the sacrifices brought to Him be without defect (see Leviticus 1:3, 10; 3:1, 6; 4:3, 23, 28, 32). God gave good gifts to the Israelites, and He expected they’d offer good gifts to Him in return. Offering a defective sacrifice was a sign of disrespect; they were performing a ritual rather than honoring God from the heart. J.R. Hudberg https://odb.org/s9p
More episodes
Search
Clear search
Close search
Google apps
Main menu